عید سعید فطر را به همه شما دوستان گل تبریک و تهنیت عرض میکنم
من فردا میرم مشهد در واقع یعنی هر سال عید فطر میریم مشهد به همین خاطر الان اپ کردم
راستی در روز ۲۶ مهر تو این وبلاگ یه جشن کوچولو به چند مناسبت هست لطفا سر بزنید
راستی یه چیزه دیگه من بعد عید دیگه فکر نکنم بتونم زود به زود بیام حجم درسام زیاد شده دیگه وقت نمیکنم باید برای کنکور درس بخونم.... شما هم برام دعا کنید .
سلام سلامتي مياره/سلامتي شادي مياره/شادي نشاط مياره/نشاط زندگي مياره/زندگي عشق مياره/عشق زن مياره/زن بچه مياره/بچه درد سر مياره/دردسر بدبختي مياره/پس سلام بي سلام
وقتي زندگي واست خيلي سخت شد يادت باشه که درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه
فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود
انقدر آرزوهايم را به گور بردم كه جا براي جسدم نيست
سلام عزيزم... ميدوني چه بلايي سرم اومده؟؟ پليس منو به جرم "زشت ترين شهروند " گرفته . . . جون هركي دوست داري بيا و خودتو بهشون نشون بده كه بفهمن دارن اشتباه مي كنن !!!
کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
آدمك آخر دنياست،بخند...آدمك مرگ همين جاست،بخند. آدمك خل نشوي گريه كني!...كل دنيا سراب است ،بخند. دست خطي كه تورا عاشق كرد! شوخي كاغذي ماست،بخند... ......آن خدايي كه بزرگش خواندي، بخدا مثل تو تنهاست، .......بخند
آرزوهاتو يادداشت کن و يکي يکي به خدا بگو...خدا يادش نميره ولي تو يادت ميريه که چيزي که امروز داري آرزوی ديروزت است
مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست... ::.این یک حقیقت است.::
خداي اطلسي ها با تو باشد پناه بي کسي ها با تو باشد تمام لحظه هاي خوبه يک عمر بــه جـــز دلواپسي ها با تو باشد
بزرگترين سرمايه ي يک دل حرفهايي است که براي نگفتن دارد و دل من سرمايه دارترين دل عالم است بي شك
اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست ..
يادت باشه دنيا گرده. هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!!!
به دکتر شريعتي گفتن:" استاد! سيگار طول زندگي آدمو کوتاه ميکنه" در جواب گفت :" من به عرض زندگي فکر مي کنم
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه
بزرگترين درس زندگي اينست که گاهي احمقها، درست ميگويند. (چرچيل) يک پرنده کوچک که زير برگها نغمه سرايي ميکند براي اثبات خدا کافي است. (ويکتور هوگو) عدهاي دائم غرغر ميکنند که گل سرخ،خار دارد. ما بايد شاد باشيم که خارها گل دارند. (آلفونس کار)
دیگه داریم به روزای اخر ماه رمضان نزدیک میشیم امیدوارم ماه پر برکتی رو پشت سر گذاشته باشید
اپ امروز من هم چند تا مطلب و عکس هست
امیدوارم راضی باشید
نظر یادتون نره
***
چقدر ثانیه ها بی رحمند
گفته بودند که بر میگردند
بر نگشتند و پس از رفتنشان
بی جهت عقربه ها میگردند
اه!!این ثانیه های بی رحم
چه بلایی به سرم اوردند
نه به چشمم افقی بخشیدند
نه ز بغضم گرهی وا کردند
از چه رو سبز بنامم به دروغ
لحظه هایی که یکایک زردند
لحظه ها فاصله های موهوم
لحظه ها فاصله هایی سردند
بگذارید که ز پیشم بروند
لحظه هایی که همه بی دردند...
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....
چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري
چشمانت را براي زندگي مي خواهم
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش مي خواهم
و پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
وخودت را براي هميشه ...
*
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد!
*
ليلي زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ. گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود.دانه ها تركيدند.انار ترك برداشت. خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد. خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود. كافي است انار دلت ترك بخورد.
*
510بار بگو يا احمدي نژاد اينو براي 5 نفر بفرست تا شب 200 ليتر به سهميه بنزينت اضافه مي شه يه نفر بي اعتنايي کرد کارتش سوخت
*
مجبور نیستی سریعتر از کوسه ای که دنبالته شنا کنی. فقط کافیه از نفر کناریت سریعتر باشی
*
خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم
*
شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خوابيده بودن ازشون مي پرسن چرا بيرون خوابيدين ميگن واسه اينكه پول فطرمون بيفته گردن شهرداري
*
دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم
*
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت
*
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو خیس میکرد
*
روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند
خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد
عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد....
*
سلام بچه ها ! یه خبر فوری : بالاخره من هم زن گرفتم . . . اونم یه همزنه بـــــــرقــــــی
*
چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم
*
يه بار از کنار دريا عبور کردي به عمر براي بوسيدن جاي پات امواج دريا مياد و ميره
*
یک روز پسری با دختری آشنا میشه که از هر لحاظدختر بهپسربرتری داشت ولی چندین سال از پسر بزرگتر بود .
دختر اونوبعنوان یه دوست خوب انتخاب میکنه وبعد از مدتی پسر عاشقدخترمیشه ولی هیچ وقت جراتنکرد که به اون ابراز احساسات کنهو بهش حقیقت رو بگه .
یه روزدختر از دوست پسرش می پرسهکهعشق واقعی رو برام معنی کن وپسرخوشحال میشه و فکر میکنهکهدختر هم به اون علاقه مند شده وبراش حدود نیم ساعت توضیحمیده .
دختر به دوستش میگه : من دنبال یهعشق پاک می گردم یه عشقواقعیکمکم میکنی پیداش کنم ، تا بحال هرچی دنبالش گشتم سراب دیدم وهمه عشقهادروغو واهی بود ، پسر بهشقول میده تو این راه کمکش کنه .
هرروزمحبت و عشق پسر به دختربیشتر میشد ولی دختر بی اعتنا میگذشت وهر چی دختر میگفت پسر چند برابرش رو اجرا می کرد تادختر متوجهعشق اون بشه .
تا اینکه یه روز که با هم زیر بارون تو خیابونقدم میزدنددختر بهپسر میگه : میدونی عشق واقعی وجود نداره ؟
پسر میپرسهچطور ودختر میگه : عشق واقعی اونه که واسه معشوقش جونشرو هم بده و پسر گفت : ببین ، به اطرافت با دقت نگاه کن ، مطمئن باش پیداش میکنی وباید اول قلبت رو مثل آینه کنی . دختر خندید و گفت : ایبابا اینحرفابرا تو قصه هاست واقعیت نداره . بعد دختر خواست که باهم بهرستوران برن و چیزی بخورن پسر قبول کرد ودر حالیکه ازخیابونعبور می کردندیه ماشین با سرعت تمام به اونها نزدیک شد*انگارترمزش برید و نمی تونست بایسته و پسر که این صحنه رو میبینهدختر رو به اونطرف هول میده و خودش با ماشین برخورد میکنهو نقش زمین میشه دختر برمیگرده و سر پسر روکه غرق خون بود تودستاش میگیره و بی اختیار فریاد میکشه عشقم مرد ، آره اونتازهمتوجه شده بود که اون پسر قربانی عشق دختر شده ولی حیفکهدیگهدیر شده بود .
دختر بعد این اتفاق دیگه هیچ وقت دنبال عشقنرفتوسالهای سال بر لبانش لبخند واقعی نقش نبست .
امروز میخوام یه شعردر باره طول عمر انسان که به نظر من خیلی جالبه و چند تا اس ام اس بذارم
امیدوارم راضی باشید
نظر فراموشتون نشه
****
شعر:
ده سال بود دوره ی طفلی که به تقلید
بر چوب نشینی و کنی اسب دوانی
ده سال دگر دور بلوغ است و تو از شوق
چون غنچه نو رسته کنی جامه درانی
از بیست تو را نوبت اغاز جوانی است
دستک زنی و پای کوبی و چشم چرانی
سی سالگی ارایش ایام چوانی است
چون ماه شب چهارده در نور فشانی
چهل سالگی ارامش ایام جوانی است
چون حال چمن در پس باران ابانی
پنجاه جوانی بود از دوره پیری
پنجاه بود دوره پیری جوانی
در شصت هم از حسرت عمری که به سر رفت
فریاد بر اری و کنی تعزیه خوانی
در ترکش عمر تو یکی تیر نماندست
هر چند به هفتاد قدت گشته کمانی
چون عمر به هشتاد رسد حال تو ماند
مانند برگ از اثر باد خزانی
اندر نود ای خفته بدان وقت رحیل است
در گوشه تو خوانند گر اواز اقایی
صد سد سدیدست میان توو عالم
این همه از عمر گذشت و هیچ ندانی
بنوشته در این صفحه یکی راز نهانی
این راز همان است که جاوید بمانی.
***
اس ام اس:
هیچ وقت حسرت چیزایی که نداری مثل عقل،احساس،معرفت،ادب،زیبایی،محبوبیت و...رو نخور
حالا ما که همه اینهاداریم رو کجا رو گرفتیم؟؟؟؟!!!!!
***
همین الان از تلویزیون اعلام شد : که قشنگ ترین و ناناز ترین ستاره اسمون رو گم کردن ! سوتی ندی که منو دیدی ها ؟؟؟!!!!
***
زندگی عشق است عشق افسانه نیست ان کس که عشق را افرید دیوانه است عشق ان نیست که کنارش باشی عشق ان است که به یادش باشی... بیادت هستیم
***
لا لا لا نخواب دنیا خسیسه واسه کم خوب مینویسه یکی لبهاش همیشه غرق خنده است یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه
***
ذهن خود را در هر شرايطي - در شكست و پيروزي؛ در شنيدن نفرين و آفرين؛ در عشق و نفرت - قرص و منظم كنيد؛ آن گاه هر جا كه قدم گذاريد، هيچ عاملي نمي تواند از هدفي كه رو به آن داريد، بازتان دارد. پس در اين صورت مي توانيد خود را« آزاد» بناميد. ماهاتما گاندی
***
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه انديشه ام انديشه فرداست وجودم از تمناي تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بيدار است هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز خيالم چون كبوترهاي وحشي مي كند پرواز
***
به تركه مبگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چكار مي كني ؟ ميگه خب بي ادب كه نيستم منم بهش دست ميدم
***
وقتي ازت دورم احساس دلتنگي ميكنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتي پيشم ميای احساس دلتنگي ميكنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خاك بر سرت كه بود و نبودد فرقي نميكنه
***
يه توپ دارم قلقليه .موهاي سرم فرفريه آف جديد نداشتم . سرت کلاه گذاشتم
***
روزي تو زمن گر جدا بشوي با غير دلم آشنا بشوي بي وفائي بي وفائي حالا که پابند تو هستم مي گريزي پابند لبخند تو هستم مي گريزي با خنده هايت زندگي مي آفريني تا ديدمت فهميدم اين را آخريني از بوسه پرهيزم نمودي با غصه لبريزم نمودي بارون غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده مي گريزي مي گريزي روزي تو زمن گر جدا بشوي با غير دلم آشنا بشوي بي وفائي بي وفائي
روزي تو زمن گر جدا بشوي با غير دلم آشنا بشوي بي وفائي بي وفائي حالا که پابند تو هستم مي گريزي پابند لبخند تو هستم مي گريزي با خنده هايت زندگي مي آفريني تا ديدمت فهميدم اين را آخريني از بوسه پرهيزم نمودي با غصه لبريزم نمودي بارون غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده مي گريزي مي گريزي روزي تو زمن گر جدا بشوي با غير دلم آشنا بشوي بي وفائي بي وفائي
شب سردی است و من افسرده راه دوری است، و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده میكنم، تنها از جاده عبور دور ماندند زمن آدمها سایهای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غمها فكر تاریكی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصهها ساز كند پنهانی
يه اسمون ستاره در خلوت شبانه يه دنيا استعاره بغل بغل ترانه يه حس با توبودن توشه راه کردن تو رو نگاه کردن هديه به ماه کردن
روز به تو رسيدن روز طلوع من بود تکرار يک دوباره با تو يکي شدن بود روز تولد عشق ميلاد قلب من بود روز تو رو شناختن فصل يکي شده بود پرنده بود و پرواز يه اسمون دل باز من بودم يه اواز براي با تو پرواز نياز با تو رفتن اغاز يک سفر شد پايان هجرت دل با قلب در به در شد تو بودي و پنجره هاي دل باز من بودم و هواي با تو پرواز تو بودي و راه بدون بر گشت نگاهي که به دنبال تو مي گشت يه اسمون ستاره در خ
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كرد
امیدوارم حال همگی خوب باشه و در سلامت کامل به سر ببرید
شهادت امیر مومنان علی علیه السلام بر همه شما عزیزان تسلیت باد...
تو این شبای عزیز من رو هم فراموش نکنید
محتاج دعای همتون هستم
راستی دوستانی که لطف میکنند و در قسمت نظر خواهی برای من نظر خصوصی میفرستند لطف کنند به من بگن که سر بزنم چون من همیشه نظرای خوصوصیم رو چک نمیکنم
*
کوفه امشب التهاب محشر است
کوفه امشب کربلایی دیگر است
جبرئیل اوای غم سر داده است
در فلک شوری دکر افتاده است
تیر غصه بر دل زارم نشست
تیغ دشمن فرق مولایم شکست
قلب مجنون سوی صحرا میرود
حیدر امشب سوی زهرا میرود...
*
خداوندا عزیزانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند انان شایسته محبتند و یادشان مایه ارامش است در میان خلق معدن خیرند و دارنده پاکترین خصوصیات، پس خدای من انان را اکرام کن و بر صفات نیک انان بیفزای و این ایام را برای انان با سربلندی و سعادتمندی در دنیا و اخرت همراه بفرما...
*
*
یک روز صبح در افریقا وقتی خورشید طلوع میکند یک غزال شروع به دویدن میکند و میداند که سرعتش باید بیشتر از یک شیر باشد تا کشته نشود هر روز صبح در افریقا خورشید طلوع میکند یک شیر شروع به دویدن میکند و میداند که باید سرعتش باید سریع تر از غزال باشد تا گرسنه نماند مهم نیست غزال هستی یا شیر با طلوع خورشید دویدن را اغاز کن
بچه ها تو این شبای احیا تو این شبای عزیز منم فراموش نکنین من امسال کنکور دارم دعا کنین یه جای خوب قبول بشم و گرنه باید قید همه چی رو بزنم
یکی از دوستای گلم تینا جان از من خواسته بود۹۹+۱ در مورد بهزاد محمدی بزارم من ازشون عذر خواهی میکنم که دیر شد من درسان خیلی زیاد شدن خیلی نمیتونم اپ کنم
از الهام جون هم تشکر میکنم که به من کمک کرد تا یه چیزایی از وبلاگ نویسی یاد بگیرم
چندتا اس ام اس میذارم همراه با چند عکس
نظر فراموش نشه.........
****
دوستان با عرض معذرت برای خوندن مطالب باید سلکت ال کنید
راز عشق:
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي نابه ناب
عشق يعني قطره او دريا شدن
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراغش سوختن
*
زنده باد انار: نه به خاطر سرخیش و نه به خاطر دونه دونه بودنشو نه به خاطر ترشیش . به خاطر تاج بالای سرش
*
محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد
*
در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرتباشن که بباری
*
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يککلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبهخداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم
*
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها میروند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ایمان دارند
*
روی هر شانه سری وقت وداع می گرید سر من وقت وداع گوشه دیوار گریست
*
روي در قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق امد و گفت من بيسوادم
****************
۹۹+۱ نکته از بهزاد محمدی
بمب خنده ایران
در ۳۰/۱۱/۱۳۵۲ به دنیا امد
اهل شمیران
لیسانس مهندسی برق دارد
مجرد
دارای دو برادر و یک خواهر
به مادرش عشق می ورزد
نام پدرش موسی
در کودکی دوست داشت خلبان شود
از سال ۷۳ کار بازیگری را اغاز کرد
بعد از سومین سال ورودش به بازیگری نقش اول کارهای کمدی را ایفا کرد
بر خلاف شایعات او اهل لرستان نیست
رتبه دانشگاهی اش ۲۵۰ بوده است
مجردی در پاسداران زندگی میکند
در کمتر جایی ما و سال تولدش را بازگو میکند
عاشق رنگ لیمویی
کار ساختمان سازی هم میکند
بسیار شیطون و شوخ طبع
بچه ها را عاشقانه دوست دارد
مربی شنا هم بوده
در سال ۷۶ با نمایش تب پول کارگردانیش را اغاز کرد
دوست دارد روزی مربی خردسالان شود
به بازی بهروز وثوقی علاقه خاصی دارد
دو سال اجازه کار نداشت
اهل رفاقت
در کارهایش به شدت جدی است
بمب خنده در تیم هنرمندان
اهل چاپلوسی نیست
غم و غصه در دل او خایی ندارد
در چند سال اخیر پیشنهاد های سینمایی زیادی را رد کرد
از ترافیک تهران بیزار است
عضو تیم والیبال است
دو نمایش دروغ چرا و قهوه خانه زری خانم را هم کارگردانی کرد و هم بازی کرد
چند سال پیش تصادف شدیدی کرد که تا سر حد مرگ پیش رفت
در سال پنجم ورودش به بازیگری کارگردانی هم تجربه کرد
یادگیری ویولون در حد عالی ارزوی اوست
خوش اخلاق
با مطبوعات میانه خوبی دارد
دو نملیش اخیرش جز پر بیننده ترین نمایشهای ایران بود
در دبی هم نمایش اجرا کرد
از وضع مالی اش راضی است
خیلی دوست داشت یکی از ورزشهای مهارتی را یاد بگیرد
کینه ای نیست
تا چندی پیش ۲۰۶ داشت
گلزار از دوستان صمیمی اوست
به خوش قولی معروف است
همیشه میگوید به بهشت نمیروم اگر مادرم انجا نباشد
شنا و والیبال ورزشهای مورد علاقه اوست
کم پیش می اید تلفن همراهش روی پیغام گیر باشد
اهل کلاس گذاشتن نیست
لقب بمب خنده را در نمایشهای کمدی از ان خود کرد
عاشق پوشیدن تی شرت و دمپایی راحتی
ترم اول دانشگاه بود که به او پیشنهاد کار تئاتر دادند
با سریال جدی نگیرید سال ۷۵ وارد تلویزیون شد
از بد قولی دیگران امپرش بالا میرود
موسیقی را دوست دارد و از ان به عنوان داروی روح استفاده میکند
علی کریمی را افتخار ایران میداند
تنهایی به او ارامش میدهد
بهترین رو ززندگی اش روزی است که به تمام اهدافش برسد
میگوید عاشق تئاتر هستم چون نفس تماشاگر به من انرژی میدهد
رک گویی او بعضی ها را ازرده میکند
پشت صحنه کارها خیلی جدی است به قول خودش با یک من عسل هم نمیشود مرا خورد
حتی تا قبل از گرفتن دیپلم گرایشی به رشته های هنری نداشت
معتقد است هر بازیگری هر چقدر خودش باشد هم ذات پنداری بهتری با با او خواهد کرد
در حین اجرای دیالوگهای کمدی کمتر خنده اش میگیرد
اولین و قشنگترین کارش نمایش کاکاسیاه بود
نقش همت و سالار را در قهوه خانه زری خانم را خیلی دوست داشت
تئاتر را دوست دارد چون معتقد است در تئاتر ارتباط مستقیم با مخاطب دارد
هیچ کاری را بدون زحمت نمیداند
هنرمندانه در قهوه خانه زری خانم رل سه نفر را بازی کرد بدون انکه حتی یک دیالوگ هم شبیه داشته باشد
سال چهارم دانشگاه نویسندگی و کارگردانی را اغاز کرد
موضوع نمایش کاکا سیاه فرق بین سفید و سیاه بود یا به عبارتی ضاهر و باطن ادما
باجناق ها از اخرین کارهای تلویزیونی او بود که تقریبا موفق ظاهر شد
در جدی نگیرید شخصیت جان علی را باز ی کرد
در حین بازیگری تئاتر و تلویزیون نویسندگی و کارگردانی هم تجربه کرد
در تئاتر های زیادی در کنار هنرمندان بزرگ بازی کرد
از خنده بازیگران هنگام اجرای دیلوگهای بامزه خوشش می اید
بی رو در باستی حرف میزند
رفاقت را نوعی دلگرمی میداند
چهره مهربان معتمد اریا را دوست دارد
از منوچهر نوذری به عنوان استاد یاد میکند
در زندگی شوخ طبع است ولی نه به شدت روی صحنه
به خاطر مقاوم سازی خانه پدرش را دوباره ساخت
در باجناق ها با سیروس گرجستانی و مرحوم نوذری و خانم سعادت و... همبازی شد
در سینما تجربه ای ندارد
ترجیح میدهد در نمایش شاگرد اول باشد
هدفش این است خوب کار کند تا دستمزد خوبی بگیرد
بعد از ورود به این عرصه استعدادهای درونی اش شکوفا شد
معتقد است پول در زندگی هنرمندان نقش مهمی دارد چون هنرمند نیازمند کارش است و مجبور میشود هر کاری را به خاطر نیاز مالی بپذیرد
خنداندن مردم را وظیفه میداند
همیشه فکر میکند انهایی که قد کوتاهی دارند نمیتوانند والیبال بازی کنند
دو نمایش اخیرش چند سال روی صحنه بود و چندین سانس هم اجرا میشد
تندی کارش را به تندی فلفل در غذا تشبیه میکند
در کاکا سیاه نقش پسر ۱۲ ساله یک مرد سیا را بازی کرد
همیشه دوست دارد مخاطبی که وقت میگذارد و هزینه میکند راضی از سالن بیرو ن رود
ایده ای هم برای سینما دارد که به موقع ان را عملی میکند